دعا و مناجات

بسم الله کلید حل مشکلات+چند داستان شگفت انگیز

بسم الله یک ذکر عجیب است؛با گفتن این لفظ زیبا قلب به تپش می افتد وعقل متحیر می شود.نام خداوند رمز بقا و دوام است و عامل سربلندی و موفقیت است.

رسول خدا (ص)فرمودند :چون روز قیامت شود،به بنده تمر می شود که وارد آتش دوزخ شو، چون نزدیک دوزخ می شود و می گوید :بسم الله و پادر دوزخ می نهد آتش دوزخ هفتاد هزارسال از او دور می شود.

هنگامیکه بنده می گوید بسم الله خداوند بزرگ می فرماید :بنده ام با نام من آغاز کرد و بر من است که کارهای او را به آخر برسانم و در همه حال او را پر برکت کنم.

بسم الله بهترین لفظ برای شروع یک کار
بسم الله بهترین لفظ برای شروع یک کار

بسم الله جامع ترین نام خداست

این عبارت همه ی صفات خداوند را یک جا بازگو می گوید و امکان شناخت صفات الهی را به هر شخص مشتاق می دهد.

بسم الله حقیقی و شناخت صفات الهی زمانی بر روح و جان ما روان می شود که بدانیم هر گامی که که بر می داریم و هر لفظی که می گوییم موقوف به خواست الهی است.

ثواب بسم الله

در حدیث معصومین (ع)آمده است که هر که بسم الله بگوید به عدد هر حرفی چهار هزار حسنه برایش نوشته می شود و چهار هزار گناهش محو می شود و چهار هزار درجه برایش اعطا می گردد.

نام الله آرام بخش زندگی
نام الله آرام بخش زندگی

در کتاب ثمرات الحیاه آمده است که خداوند می فرماید :هرکه درآغاز کارهایش نام مرا بگوید اجر و ثواب هفت صد سال عبادت برایش می نویسم و کسی که بسم الله را به خط خوش بنویسد بهشت برایش واجب می گردد.

چند داستان شگفت انگیز

🔹 در کتاب کبریت الاحمر آمده است که یک نفر از اهل ایمان که حقیقت بسم الله در او پیدا شده بود زن جوانی داشت که برای کشتن همسرش زهری در غذای او ریخته بود، مرد بدون توجه با گفتن نام خدا آن خوراک را خورد.

زهر موجود در غذا ابدا بر او تاثیری نکرد. این از خواص شگفت انگیز ذکر و یاد خداوند است.

🔹در همین کتاب شریف داستان دیگری نقل شده است که در مکه یک نفر از اهل ایمان همیشه روزه دار و درعین حال تنگدست بود؛همراهانش می دیدند که هنگام افطار دست در جیب می کند و برگه ای بیرون می آورد وچیزی نمی خورد.

پس از مدتی معلوم شد که از برکت بسم الله نوشته شده در آن برگه گرسنگی وی رفع می شد.

🔹روزی یک خانم مسیحی دختر فلجش را از لبنان به سوریه آورده بود تا یک پزشک ماهر دمشقی او را معاینه کند.روز عاشورا بود که دوستداران اباعبدالله الحسین بصورت دسته های عزاداری به سمت حرم حضرت رقیه می رفتند.

زن مسیحی می گوید از آنها پرسیدم که چه خبر شده است؛گفتند که امروز روز شهادت سرور ماست و بسوی حرم دختر آن بزرگوار می رویم. خانم می گوید من دخترم را به اتاق اجاره ای بردم و خودم را با عجله به حرم رساندم.

من به حضرت رقیه متوسل شدم و به حدی گریه کردم که از هوش رفتم و بعد از مدتی شنیدم که شخصی گفت به منزلت برو که دخترت تنها است.

با عجله به منزل رفتم و در زدم دخترم در را باز کرد و گفت مادر بعد از رفتن تو دختری به نام رقیه آمد و به من گفت بسم الله بگو وبلند شو تا باهم بازی کنیم.

زن غرق در عرق شد و با دیدن کرامت اهل بیت ومعصومین به دین اسلام روی آورد.

زهرا پورنظم

پور‌ نظم هستم تحلیلگر و نویسنده. بیشتر اوقات‌ مشغول مطالعه هستم. عاشق عکاسی ، آشپزی و هنر های بانوان خوشحالم که در جمع بیتاپی ها هستم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *